درخت اقاقیا

 

 

 

یک هفته ست دارم سعى مى کنم چیزى بنویسم.ولى نمى شود.پر از فکرم.پر از حرفم.ولى همه ته نشین شده اند جایى درگوشه مغزم.زمان می خواهد تا بیرون بیایند.پس آنهارا به حال خود رها مى کنم وبه نمایشگاه کتاب فکرمى کنم که دوروز دیگر در مصلا برپا میشود.و دیگرمثل آن روزها نیست . "آن روزها "دیگر یک تصویر ذهنى شده که حتى وضوح وشفافیتش را هم از دست داده ودقیقا نمیدانم درتونل زمان ،متعلق به چه دوره اى است.

کتاب " ها کردن" ازپیمان هوشمندزاده مال یکى ازآن روزهاست.

"آدم بایدبایک چیزهایی هم کناربیاید،نرمشی نشان بدهد.آسمان که به زمین نمی رسد.مگرچه می شود؟یک بار هم شده بیا و سوسن گوش بده.یک بار ،فقط یکبار هم شده طرفدار منچستر بشو."

 

نوشته شده در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸٩ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ توسط سودابه طهماسبیان نظرات () |


Design By : Night Skin