درخت اقاقیا

اوایل فیلم آقا وخانم اسمیت،خانم ازروانپزشک می پرسه:یک فاصله عمیق بین ما هست، بهش‌ چِِِی میگن؟ روانپزشک با خونسردی جواب میده:ازدواج! چندروزپیش مشهدبودم.پربوداززوج های جوان و نگاههای عاشقانه،دستهای در هم گره خورده،قدمهای آرام.باخودم فکرکردم تابه اون حفره برسندچندسالی وقت دارند!

بالای پل عابر پیاده دراتوبان جلال با خطوط درشت نوشته شده بود:مادران عزیز، به خاطرداشته باشید اولین وظیفه شما مادرخوب بودن است.البته نام گوینده این جمله قصار ذکرنشده بود. لابد کارشهرداری بوده.کاش مادران عزیز هم که بنده هم یکی از آنها هستم میتوانستند به شهرداری بگویند اولین وظیفه آنها هم سروسامان دادن به وضعیت کودکان کار است که دراتوبانها لابلای ماشینها جانشان را می فروشند.

می خواستم با این دوموضوع ١-بحث شیرین ازدواج و ٢-امریه هایی که به شکل حدیث و نقل قول سعی در ورود به حریم شخصی افراد دارند دومطلب جداگانه بنویسم ولی منصرف شدم.هردو حدیث مکرر هستند.

نوشته شده در ۸ تیر ۱۳۸٩ساعت ٢:۳٩ ‎ق.ظ توسط سودابه طهماسبیان نظرات () |


Design By : Night Skin