شاید وقتی دیگر

نوشتن برایم سخت شده. کلمات را پیدا نمى کنم.مى خواهم مدتى ننویسم واین مدت شاید یک هفته ، یک ماه یا یک سال باشد.

مى دانم که زمانش که برسد دوباره این وقت شب که بى خواب مى شوم به سراغ این پنجره مى آیم وافکارم را مى ریزم روى صفحه اى که مى دانم تو خواننده اش خواهى بود.پس تا آن لحظه جادویى فعلا خدا نگه دار.

/ 23 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بیدارباش

درود بر شما خرسندم که به منزلگه مان مشرف شدید در رابطه با سرود ای ایران استاد بنان که جای تقدیر و تعریف دارد .....نظری دارم که شاید به مزاج شما خوش نیاید که در اسرع وقت در قسمت پاسخ به کامنت ها خواهم گذاشت (البته نظرم در خصوص شعر حسین گل گلاب خواهد بود که بعنوان سرود ملی نیز درنظر گرفته شده بود) و نه صدای مخملین استاد بنان که خود نیز از نوجوانی شنونده آهنگها و گلهای ایشان بوده ام. شاد و پیروز باشید.

آزاده

سلام حیف شد که دیگر نمی نویسید بهم سر بزنیدو اگر قابل نقد بودم نقدم کنید.[چشمک]

فرزاد

سلام مهربان به روزم و مشتاق نیم نگاهی...

میثم

سودابه جان لطفآ بنویس[گل]

اسحق فتحی

درود... زنده باشید بله فرصت ها بسیار کوتاه تر از آنست و کمتر از آن که بیهوده به هدر روند ممنونم از حضورتان برقرار باشید

میثم

سلام سودابه جان[گل]

امیر

چقدر خوبه آدم يكي رو دوست داشته باشه نه به خاطر اينكه نيازش رو برطرف كنه نه به خاطر اينكه كس ديگري رو نداره نه به خاطر اينكه تنهاست و نه از روي اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره

امیر

چقدر خوبه آدم يكي رو دوست داشته باشه نه به خاطر اينكه نيازش رو برطرف كنه نه به خاطر اينكه كس ديگري رو نداره نه به خاطر اينكه تنهاست و نه از روي اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره