بیا ای یاد مهتابی

وقتی دختر وپسرم کوچک بودندهرشب قبل از خواب برایشان قصه می گفتم.یک قصه ای بود که خودم آن را خیلی دوست داشتم :جوجه گنجشک ها از مادرشان می خواستند برایشان قصه بگوید تا خوابشان ببرد.گنجشک می گفت قصه آن رود را بگم که آواز می خووند؟ بچه ها باشادی می گفتند بگو.میگفت نه بزارین قصه اون درخت روبگم که پرنده روش لونه داشت .جوجه ها میگفتند آره همین قصه روبگو . ومادر دوباره میگفت نه میخوام قصه اون کوهو بگم که......ولی جوجه ها دیگه خوابشون برده بود!

بچه های من ولی عاقل تر بودند و این داستان راضیشان نمی کرد و یک داستان کامل می خواستند.این شب ها اینجا می آیم و می خواهم داستانی از شهرم ،جامعه ام دوستانم ،زندگیم ،روزهایم بنویسم.ولی داستان در ذهنم می ماند و من می مانم و یک دنیا حرف ناتمام و شبی که تمام شده .....

کلا آدم ناتمامی شده ام .

/ 22 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بیدارباش

ايميلي برايتان فرستادم زنده باشيد و برقرار درود بر روح و روان پاكتان ، درود بر مادري ايراني درود بر شير زني فرهيخته و بزرگوار ، خداوند نگهدار و نگاهبانتان باشد .......... بدرود

محبوبه

صبر کن آرام جانم صبر کن اندر حکايت ايام پس از يارانه ها ------------------------- بعد از اين تهران گلستان مي شود در دكانها نان فراوان مي شود گوشتهاي شيشك ارزان مي شود مشكلات از صبر آسان مي شود صبر كن آرام جانم صبر كن لاله در گلشن شود خوشبو به صبر آدم بدخو شود خوشخو به صبر اسفناج ما شود كوكو به صبر نان سنگك هم شود نيكو به صبر صبر كن آرام جانم صبر كن اي پري رخسار محبوب القلوب گر تو مي خواهي بگيري نان خوب صبر كن از ظهر تا وقت غروب گر زند شاطر به فرقت سنگ و چوب صبر كن آرام جانم صبر كن گر بيفتي همچو موش اندر تله گر خرت ماند عقب از قافله گر بر آري فصل پيري آبله گر رفيقت هست شمر و حرمله صبر كن آرام جانم صبر كن در جرايد گر خبرها شد دروغ گفتگوها در گذرها شد دروغ نقل كاشان با خطرها شد دروغ قتل نايب با پسرها شد دروغ صبر كن آرام جانم صبر كن بعد از اين پيران جواني مي كنند نوجوانان مهرباني مي كنند اهل تهران شادماني مي كنند با شرافت زندگاني مي كنند صبر كن آرام جانم صبر كن از براي نان مكن اين قدر لج صبر كن الصبر مفتاح الفرج مي رود سال دگر شاطر به حج شيخ ج

فرزاد

برف رو دوست دارم ولی آرزوی برف رو ندارم ! بی آرزویی هم بد دردیست...!

آزاده

ای کاش مثل شما بلد بودم که با رقص کلمات زیباترین اهنگ را در کوتاهترین زمان درست کنم نوشته هاتون مثله همیشه کوتاه زیبا و تاثیرگذار است.دوباره نوشتم پس هستم

بیدارباش

به گمانم كه شما قبلاً اين داستان را خوانده ايد و ميدانيد هرجي نيست خوشحالم از خوشحاليتان و روحيه تامين سلامت اجتماعيتان را مي ستايم من. بدرود

بیدارباش

درود بر شه بانوي ايران زمين ، مادري نمونه و نويسنده اي توانا دو فرگرد از ارد بزرگ تقديم به شما تنها راه ماندگاری هر مراوده دوستانه ایی ، رسیدن به ساختاری مشترک است . دوستی تنها برآیند نیاز ما نیست ، از خودگذشتگی نخستین پایه دوستی ست .

نيلو

مامان خانومي بنويس ديگه !