تو صلت کدام قصیده ای , ای غزل ؟

 

جمعه ها را خیلی دوست دارم. زمانیست برای فکرکردن به تمام هفته و نامه اعمالی که خودم هرغروب جمعه آن را باز می کنم تا به یاد بیاورم که در طول هفته چقدر خودم را دوست داشته ام و این ربطی به خودخواهی ندارد. می خواهم یادم نرود که فرصت محدودی دارم و دو بار به دنیا نمی آیم .هرچند به تناسخ اعتقاد دارم ولی در شکل وسبک فعلی ام زمان کوتاهی زندگی خواهم کرد ومی خواهم به آن کیفیت مطلوب بدهم.

ده سال از فوت شاملوی بزرگ می گذرد.شاعری که بخشی از تاریخ سیاسی و اجتماعی این مملکت است. این جمعه را می خواهم فقط به شاملو فکرکنم.

 

 

/ 12 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرزاد

زنده باد یاد و خاطره ی شاعر آزادی " احمد شاملو " [گل]

نیلوفر آبی

غیابت حضور قاطع اعجاز است! "آیدا(همسر شاملو)" موفق باشید به پروانه سر بزنید [گل]

فرزاد

سکوت سرشار از نا گفته هاست دوست من... راستی شما لینک شدید... [گل]

بیدارباش

با درود فراوان بر شما بانوی گرامی این فکر زیباست ، چون با هدف و انگیزه بدان پرداخته خواهد شد......... من نیز به شخصه از علاقه مندان به اشعار ایشان میباشم و از نوجوانی صدایش در گوشم است. قصه نیستم که بگویی نغمه نیستم که بخوانی صدا نیستم که بشنوی یا چیزی چنان که ببینی یا چیزی چنان که بدانی... .........شاد شاد شاد باشید و از بهار عمرتان لذت ببرید.

امیر

نمي دانم چقدر در " راه " دويده ام امّا همه اش آني را مي ماند . پس آخر دنيا کجاست ؟

زن ذلیل

سلام، ببخشيد كه يه كامنت كپي پيستي ميزارم: شما به يك بازي وبلاگي دعوت شديد

نیلوفر آبی

سلام دعوت میکنم مطلب جدیدمو بخونین و نظرتونو بگید. نظر شما برام خیلی مهمه. برقرار باشین. [گل]

میثم

جمعه از ابر سیاه خون می چکه ...

هرمز ممیزی

سلام [گل] ناز انگشتای بارون تو باغم میکنه ، میون جنگلا تاقم میکنه شاملو