زمستان است

برف هم آمد و به قول اصحاب خبر، چهره شهر سفید شد!

برف یعنی یک عالمه حرف و قصه و خاطره.قصه ای که از زمستان شروع می شد.حرف های زمستانی ،خاطره های برفی........

/ 6 نظر / 8 بازدید
بیدارباش

درود بر شما شه بانوي ايران زمين برف هميشه رنگ پاكيزه گي است و صلح و صفا ، سپيديش هميشه سياهي ها را ميپوشاند درست عين دو زلف آدمي كه سپيدش نشان سپر عمر و كسب تجربه است ، نشانه قدمت است. ايام به كامتان

اسحق فتحی

درود بر سودابه ی عزیز من با دختر ایل منتظرتان هستم

غریبه ای که با شما دوست شده

میخواهم بگویم ...... فقر همه جا سر میکشد ....... فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست ...... فقر ، چیزی را " نداشتن " است ، ولی ، آن چیز پول نیست ..... طلا و غذا نیست ....... فقر ، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند ...... فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ که روزنامه های برگشتی را خرد میکند ...... فقر ، کتیبهء سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند ..... فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود ..... فقر ، همه جا سر میکشد ........ فقر ، شب را " بی غذا " سر کردن نیست .. فقر ، روز را " بی اندیشه" سر کردن است

غریبه ای که با شما دوست شده

میخواهم بگویم ...... فقر همه جا سر میکشد ....... فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست ...... فقر ، چیزی را " نداشتن " است ، ولی ، آن چیز پول نیست ..... طلا و غذا نیست ....... فقر ، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند ...... فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ که روزنامه های برگشتی را خرد میکند ...... فقر ، کتیبهء سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند ..... فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود ..... فقر ، همه جا سر میکشد ........ فقر ، شب را " بی غذا " سر کردن نیست .. فقر ، روز را " بی اندیشه" سر کردن است

امیر

خداحافظ نگو وقتي هنوز در گير چشماتم خداحافظ نگو وقتي تو هر جا باشي همراتم تو اون گرماي خورشيدي که مي ري رو به خاموشي نميداني چقدر سخته شب سرد و فراموشي خداحافظ نگو وقتي هنوزم ميشه بر گردي